من 2ساله شدم
امروزگل پسرما 2ساله شد.درحال حاضر صدرا خیلی بامزه صحبت میکنه .اگه ازش بپرسی اسمت چیه میگه من.اسم بابات چیه باباجی(یعنی بابا جون).اسم مامانت چیه ؟مامان
ماتوخونه بهش میگیم آقای من.خیلی مستقل شده دوست داره همه کاراش روخودش انحام بده تا ازبیرون میایم سریع کفش خودش وبقیه رومیزاره توجاکفشی.خیلی علاقه داره ازمهمون پذیرایی کنه هرکسی رومیبینه میگه سلام.خیلی به تلفن علاقه داره وتا تلفن زنگ میزنه بایداون جواب بده.
خلاصه این مستقل بودنش کلی اسباب دردسرشده برای من چون دوست داره توهمه کارها کمک کنه.
اگه توبزرگیش هم همینجورکاری باشه خیلی خوبه.
آقاصدراخیلی هم عشق ددرتشریف دارن یعنی میترسم ازخونه ببرمش بیرون چون موقع برگشتن مکافات داریم اصلا حاضر نمیشه بیاد خونه.
هنوزازشیروپوشک نگرفتمش مثل کوه میمونه برام.
الان وزنش 13 کیلوست ولی قدش رونمیدونم.آقا پسرماازکوتاه کردن موبه شدت میترسه وخیلی گریه میکنتواین دوسال دوبارآرایشگاه بردمش اون هم به چه بدبختی ازلیف وشامپوهم فراریه.
امیدوارم تودوسالگیش باحمام وسلمونی آشتی کنه


من 2ساله شدم
